
ای پناه دل حسین
ای پادشاه دل حسین
ای عزیز فاطمه ای سوز آه دل حسین
اي بـهـشـت بـي تــو دوزخ
اي بــهــشــتــم روي تـــو
در قــنـوتـم مـي گــشــايــد دسـت حـاجــت ســوي تـو
در ســجــودم مـــيـگــذارم
ســر بــه خــاک کـوي تـو
بــي نــهـايــت يـک طــرف لطف و عطايت يک طرف
کـرب و بـلايـت يک طرف

حضرت امام باقر علیه السلام می فرماید:
هنگامی که جدم حسین (ع) در کربلا کشته شد، همه فرشتگان به درگاه خداوند
ناله و گریه کردند و عرض کردند :
ای خدای ما، آیا نمی بینی برگزیده ات و بهترین خلق تو را ظالمان کشتند.
پس خداوند خطاب به فرشتگان فرمود:
آرامش داشته باشید، به عزت و جلالم سوگند
هر آینه حتما انتقام خواهم کشید از آن ستمگران در زمان خودش
سپس خداوند پرده را برداشت
و فرشتگان امامان از نسل امام حسین (ع) را دیدند
و خوشحال شدند و به یکی از آنها که ایستاده
و در حال نماز خواندن بود، نگاه کردند. خداوند عزوجل فرمود:
به این ایستاده، (حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه) انتقام خواهم گرفت.
منبع: بحار الأنوار:221/45 به نقل از اعجاز امیران عالم: 162

سلام ما به حسين وبه کربلای حسين
سلام ما به علمدار باوفای حسين
سلام ما به سلامی که عصر عاشورا
نموده بر بدن غوطه ور به خون زهرا
سلام ما به جبين شکسته زينب
سلام ما به نماز نشسته زينب
سلام ما به بدن های مانده در صحرا
سلام ما به ملاقات زينب و زهرا
سلام ما به لب چوب خيزران خورده
به آن خرابه نشينی که نيمه شب مرده
سلام ما به تنوری که اشک زهرا ريخت
به اشک بچه يتيمی که در سحرها ريخت
سلام ما به فرات به موج سوزانش
سلام ما به ابوالفضل و چشم گريانش
امروز میخوام یه معجزه از قمر بنی هاشم برایتان بنویسم
با توسل به قمر بنى هاشم عليه السلام دخترم شفا گرفت
طى يادداشتى به انتشارات مكتب الحسين ع
چنين نوشته اند:
دانشمند محترم حاج شيخ على ربانى خلخالى ، دامت افاضاته
کرامتی را از آقاى محمد قائمى ، ساكن محله حى العباس كربلاى معلى
شنيده بودم ولى ايشا ن
اجازه نوشتن آن را نمى دادند
تا اينكه در تاريخ 27 ربيع الثانى به طور غير منتظره هنگام
ظهر به منزل ما آمدند و حين صحبت
بحثى از كرامات حضرت مولانا قمر بنى هاشم عليه السلام
به ميان آمد و من شروع به نوشتن نمودم
و ايشان هم اجازه دادند دو كرامت از ايشان نقل شود:
ايشان گفتند: منزل ما در كربلا طورى بود كه هر روز از مقابل بارگاه ملكوتى
آقا قمر بنى هاشم عليه السلام عبور مى كرديم ، و عادت ما اين بود
كه جلوى صحن مطهر مى ايستاديم و سلام مى داديم
يك شب كه با خانواده به خانه بر مى گشتم
به حضرت سلام دادم و به همسرم - كه علويه و سيد است
گفتم : سلام كنيد. حتى به دختر بچه ام ، مائده ، نيز گفتم سلام كن
بچه سلام داد و ما به خانه رفتيم . صبح ، به رسم عادت ، به مغازه رفتم
چيزى نگذشته بود كه همسرم ، با گريه ، به مغازه آمد و گفت :
مائده كور شده ، بفريادم برس !
با عجله و ناراحتى شديد به خانه آمدم
ديدم دختر بچه آينه روى كمد را بر روى خود انداخته
صورتش غرق خون مى باشد و ذرات شيشه در چشم او رفته است
دست بچه را گرفتم آمدم جلوى صحن مطهر و گفتم :
مولانا اين است رسم جواب سلامت (نمى فهميدم چه مى گويم )
اين است كرامتت ؟ و چون آدم پولدارى بودم به يك پزشك متخصص
فلانى هر چه پول مى خواهيد
می دهم دخترم را معا لجه بفرمایید
وى دختر را به دقت معاينه كرد، سپس گفت :
هر دو چشم او سالم است
و اصلا ذرات شيشه در چشم او مشاهده نمى شود. تعجب كردم و گفتم :
آن چشم هم ؟ گفت : بلى . خلاصه ، نه دارويى داد و نه نسخه اى
و به سمت خانه برگشتم
در راه جلوى صحن مطهر كه رسيدم ، گفتم :
مولاى من ، ببخشيد، جسارت كردم ، جوشى بودم ! آری
به عنايت آقاقمربنى هاشم(صلوات الله عليه)دخترم ازكورى شفاگرفت
منبع کرامات حضرت ابوالفضل
دامن علقمه و باغ گل یاس یکی ست
قمر هاشمییان بین همه ناس یکی ست
سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب
نام زیبای اباصالح و عباس یکی ست

خیمه ماتم به دل بر پا کنید
باردیگر عشق را معنا کنید
عشق یعنی سر زمین کربلا
عشق یعنی کوفه و شام بلا
عشق یعنی یک جهانی شور و شین
عشق یعنی سوگ واری بر حسین

اي بـهـشـت بـي تــو دوزخ اي بــهــشــتــم روي تـــو
در قــنـوتـم مـي گــشــايــم دسـت حـاجــت ســوي تـو
در ســجــودم مـــيـگــذارم ســر بــه خــاک کـوي تو
بــي نــهـايــت يـک طــرف لطف و عطايت يک طرف
هــر دو عـالـم يـک طـرف کـرب و بـلايـت يک طرف

| دلى خونين چو باغ لاله دارم |
|
به سينه زخم چندين ساله دارم |
|
به ناى دل بياد نينوايت |
|
نواى هفت بند ناله دارم |
|
زاشكت ژاله ها را آفريدند |
|
زداغت لاله ها را آفريدند |
|
بيادت هر نيستان نينوا شد |
|
به سوگت ناله ها را آفريدند |
کربلا داغ عطش بر لب بود
کربلا شرح غم زینب بود
کربلا در ماتم زینب نشست
جام عشقش بود و از غمها شکست
کربلا رنج اسیری دیده است
از عدو زخم زبان بشنیده است


شرف معیار ایثار حسین است
هدف آمال و افکار حسین است
حسین معنای عشق و دلربائیست
خوشا زینب که دلدار حسین است
گنهکاران امت را بگوئید
که بخشیدن فقط کار حسین است
به بیمار میان خیمه سوگند
جهان بیمارٍ بیمارٍ حسین است
مکن تکیه به دیوار خلایق
کرم در پشت دیوار حسین است
اگر خواهی تو کالای محبت
بیا اینجا که بازار حسین است
بدان علت تماشائیست محشر
علم دست علمدار حسین است


