

حاج منصور ارضی

حاج منصور ارضی

مرا امام انس و جان گفتنه اند مهدی صاحب الزمان گفته اند
خون خدا جد نکوی من است
حضرت عباس عموی من است
عموی من کرامت دائم است عموی من ماه بنی هاشم است
عموی من باب مرادهمه است
عموی من عزیز دو فاطمه است
عموی من حسین را یار بود حامی و سقا و علمدار بود
عموی من امید اهلیبت است
عموی من شهید اهل بیت است
عموی من قبله اهل ولاست دیده فرات است و دلش کربلاست
عموی من تشنه ز دریا گذشت
تشنه ی دریا تشنه ز دنیا گذشت
عموی من به بحر بی تاب شد آب هم از خجالتش آب شد
عموی من باغ گل علقمه است
عموی من سادات بنی فاطمه است
عموی من نام خوشش دلگشاست عموی من همیشه مشکل گشاست
عموی من با همه آقائیش
همیشه بالیده به سقائیش
عموی من سلام بر صبر او که آب گشته زائر قبر او
عموی من به آب هم ناز کرد
با جگر سوخته رواز کرد
عموی من صورت نورانئیش شسته شده ز خون پیشانیش
دو چشم او دو چشمه ی مشک بود
تمام هستی اش همان مشک بود
حیف که بند دلش از هم گسیخت تمام آرزویش بر خاک ریخت
بهر تو ای دار و ندار حسین
جن و ملک ریخت سر شگ از دو عین
صفحه و انگشت و قلم گریه کرد نیزه و شمشیر و علم گریه کرد
داغ تو ای ساقی بی چشم و دست
پشت حسین ابن علی را شکست...
مقتل خواني حجه الاسلام والمسلمين جان نثاري
اي پـــنــاه دل، حــسـيـن(ع)
اي پادشاه دل، حــسيـن(ع)
اي عـــزيــز فــاطــمـــه(س)
اي سوز آه دل، حــسيـن(ع)
اي بـهـشـت بـي تــو دوزخ
اي بــهــشــتــم روي تـــو
در قــنـوتـم مـي گــشــايــم
دسـت حـاجــت ســوي تـو
در ســجــودم مـــيـگــذارم
ســر بــه خــاک کـوي تـو
بــي نــهـايــت يـک طــرف
لطف و عطايت يک طرف
هــر دو عـالـم يـک طـرف
کـرب و بـلايـت يک طرف


