تبليغاتX
دشت خون و دشت درد و نینوا - ماه می گوید حسین با آه می گوید حسین

 

مقتل خواني حجه الاسلام والمسلمين جان نثاري

در شب عاشورا چه گذشت؟

عطش الحسين عليه السلام

مقتل جناب حر بن يزيد رياحي

 

سلام ما به حسين وبه کربلای حسين

سلام ما به علمدار باوفای حسين

سلام ما به سلامی که عصر عاشورا

نموده بر بدن غوطه ور به خون زهرا

سلام ما به جبين شکسته زينب

سلام ما به نماز نشسته زينب

سلام ما به بدن های مانده در صحرا

سلام ما به ملاقات زينب و زهرا

سلام ما به لب چوب خيزران خورده

به آن خرابه نشينی که نيمه شب مرده

سلام ما به تنوری که اشک زهرا ريخت

به اشک بچه يتيمی که در سحرها ريخت

سلام ما به فرات به موج سوزانش

سلام ما به ابوالفضل و چشم گريانش

 

سلام بر لبهای تشنه!
سلام بر پاهای برهنه!
سلام بر تنهای بی سر و پاره پاره!
سلام بر خیمه های سوخته!
سلام بر سرهای برافراشته بر نیزه های ظلم و جور!
سلام بر یتیمان عاشورا!
سلام بر تنهای تازیانه خورده!
سلام بر اسیران بازمانده از هجری بزرگ!
سلام بر دلاوران سرزمین کربلا در روز عاشورای سال 61ه.ق
سلام بر شهدای زنده ی همیشه ی تاریخ که اجسادشان چند روز و شب بی غسل و کفن و تشییع بر زمین ماند
سلام بر ظهر عاشورا و شام غریبان!
سلام بر خونهای پاک بر خاک ریخته!
سلام بر سوز دل و اشک چشم بازماندگان کربلا(و محبین ایشان)
سلام بر مردان آن روز که جنگیدند و زن و اهل ایشان که اینان را پروراندند و روانه ی کار زار نمودند!
سلام بر حسین(ع) و گلوی بریده و سر جدا و تن پاره پاره اش!
سلام بر ابوالفضل(ع) و دستان قلم شده و چشمان تیر خورده و کام تشنه اش!
سلام بر علی اکبر(ع) و تن تکه تکه شده اش!
سلام بر علی بن حسین(ع) و تن رنجور و بیمارش!
سلام بر گلوی تیر خورده ی علی اصغر
(ع)
سلام بر دست قلم شده ی عبدا...بن حسن(ع)
سلام بر رشادت و غیرت قاسم بن حسن(ع)
سلام بر پسران زینب(س) و جان گرامیشان که فدا کردند
سلام بر مسلم بن عقیل(ع) و طفلان معصومش!
سلام بر رقیه(س)
سلام بر سکینه(س)
سلام بر ام البنین که فرزند رشید غیوری چون عباس(ع) پروراند و فدای فرزند فاطمه(س)کرد!
سلام بر شهدای کربلا، بر آنان که علیرغم کمی عده و ابزار و یراق جنگ، وفادار و استوار، در راه خدا و پیامبر و امامش ایستادند و جان خویش دادند و نامداران تاریخ شدند!
سلام بر یاران و اصحاب و نزدیکان حسین(ع) که حق اسلام و تشیع را ادا نمودند
و
سلام و هزاران سلام بر زینب(س) که همه چیزش را در راه خدا و امامش داد!
سلام بر دل زینب و داغهای فراوانی که دید:داغ فرزند، داغ برادری چون عباس(ع)، داغ امام زمانش، داغ فرزندان برادرانش، داغ جوانان و پیران غیور بنی هاشم(ع)، داغ ...
سلام بر او که غمخوار و همدم حسین(ع) و ابوالفضل(ع) بود
سلام بر پرستار و تیمارکننده ی فرزندان و کاروان حسین(ع)، پرستار طفلی چون رقیه(س)!
سلام بر او که اسیر شد و اسرا را یاوری کرد و دلداری داد.
و سلام بر او که بار کربلا را به دوش خویش کشید و استواری کرد و چون شیرزنی، راه شهدای کربلا را ادامه داد و روشنی بخشید.
و او بود که در آخر فرمود:در کربلا چیزی جز زیبایی ندیدم!
...
خدایا به سوز دل زینب(س) و مقام و جایگاهی که نزد تو دارد، عشق حسین(ع)، اشک حسین(ع)، پیراهن مشکی حسین(ع) را از ما مگیر!
چیزی نداریم جز اندکی محبت حسین(ع) و پدر و مادر و برادر و فرزندان معصومش(علیهم السلام)در گوشه ی دلمان که امیدواریم بواسطه ی این ارادت، روز محشر از صف روسیاهان خارجمان کنند!

 

نبرد حسین


*******************************


مــكــان ،كـربــلا دشـت ِخون وبـلا ** زمان، بعد مرگ حسن ثاني مصطفی


هــدف، جــنــگ بـا پور خيرالنــسا** حســيـن مــرد حـق زاده ی مــرتـضـی


مــقـــابــل،يـــزيد مظهر جهل وكين** هــمــان مــرد بــد طــيــنتِ ضـدِ ديـن


گــروه حــســين كــمتــراز صد نـفر** زآن ســـوی خـــیـــل زبـــونــانِ شــر


در اين سوي خــط لشـكـــران خــدا ** درآن ســـوی دونـــانِ از حـــق جــدا


پــســر هــاي ام الـبـنـيـن و عـلـــي ** نــــمــــودنــــد خــود را فـــداي ولــي


ز زيــنــب دو مــرد و يــل نــامــدار** بــر آورد ازخـــصــم جــنــگــي دمــار


سپس قاسم ابن الحســن شــد روان** بــه ســرعت بـه سـوي صف دشمنان


حــبــيــب و عــلي اكــبــرو عوسجه** نـــبــــردي دلـــيـــرانـــه و يــك تــنـه


نــمـــودنــد ودر خــون شناور شدند** ز بــهــر حــســيـن يار و ياور شد نـد


بــه ظهر دهـم از نــبـــرد حــســيــن** نــمــانــــده بــجـــز آه ســردِ حـسيــن


كــشــيـد از مــيـان تيغ وحمله نمود** ز گــيــتــي بــســاط زبــونـــــان زدود


زره، زهــد و تــقــواي بــي مـنـتـها** ســپـر، مــكــتــب و ســيره مـصـطفي


ســلاحــش ،كــــلام خـــداي عــلــي** دلــش گـــشـــتــه از نــور حق منجلي


بـهم ريخت شــیـرازه ی خـصــم دون** زخـــون ســـرش نــيــنــوا لالــه گـون


نــبــرد حـسين درس آزادگــي ســت** شهادت ســر آغــاز يــك زنــدگـي ست


براي حسيــن گريه كردن خطا سـت** لــقـب هــاي مظلوم و بي كس جفاست


نــبــرد حسين جنگ مظلوم نـيـسـت** به ميدان جسور است ومـغــموم نيست


چو حق با حسين بود بي كس نـبود** خـــدا يـــار او بــود گـــر كــس نــبـود


بــه تــاريــخ« جــاويــد» شـد راه او** شــهــامـــت، جـــوانــمــردي و جـاه او

 

ای اهل کوفه رحمی این طفل جان ندارد

 

خواهد که آب گوید اما زبا ن ندارد

 

دیشب به گاهواره تا صبح ناله می زد 

 

امروز روی دستم دیگر توان ندارد

 

هنگام گریه کوشد تا اشک خود بنوشد

 

اشکی که تر کند لب دور دهان ندارد

 

ای حرمله مکش تیر یکسو فکن کمان را

 

یک برگ گل که تاب تیروکمان ندارد

 

 

مرحوم آغاسي

۱از ذكر علي مدد گرفتم

۲آن شب كه بتان نماز خواندند

۳دلم تنگ شهيدان است

 

zapp-bar.gif

 

امام حسين عليه السلام فرمودند:

من كشته اشكم هيچ مؤمنى مرا ياد نمى‏كند

 مگر آنكه گريان مى‏شود.

 

zapp-bar.gif

  

گر بخواهم از علی گویم سخن

یا علی گفتن دهد یاری به من

 

چون علی خود جلوه ذات خداست

نور حق در ظلمت دلهای ماست

 

یا علی دستم به دامانت بیا

گشته ام محتاج احسانت بیا

 

من گدای دیدن روی تو ام

از گدایان سر کوی توام

 

یا علی عشق تو من را شیعه کرد

قلب سنگم را چونان آیینه کرد

 

عشق تو زنگار قلبم را زدود

طبع شعرم از تو اینک گل نمود

 

وزن شعر من تو هستی یا علی

چونکه معنا می دهی بر هر دلی

 

شعر من با نام تو سنگین شده

ناله ام با یادت آهنگین شده

 

از طنین ناله های چاه تو

چاه کوفه آنکه بشنید آه تو

 

می رسد هردم به گوشم این صدا

کیست آن یاری گر فرزند ما

 

این نوا آتش به جانم می زند

شعله بر عشق نهانم می زند

 

عهد کردم با تو باشم بعد از این

یا که گردم نیست از روی زمین

 

گویم اینک بر همه خلق جهان

قصه قران ناطق با کران

 

فرق قران را چو دشمن باز کرد

آیه ای از خون سخن آغاز کرد

 

فزت رب الکعبه نازل شد ولی

بسته شد قران گویای علی

 

پند گیر و همچو ما درویش باش

حافظ قران عصر خویش باش

 

آخرین قران بود در عصر ما

مهدی صاحب زمان روحی فدا

  

حاج سعید حدادیان

تموم زندگیم مال حسینه

 همه مستان باده خوردندمن

ادرکنی یا فرج الله

ماه میگوید حسین بااه میگوید حسین

ایه ایه حضرت الله میگوید حسین


یارمیگویدحسین دلدار میگویدحسین

در مدینه احمد مختار میگوید حسین


خار میگویدحسین غمخوار میگوید حسین

فاطمه بین در ودیوار میگوید حسین


خاک میگویدحسین افلاک میگوید حسین

مجتبی باسینه صدچاک میگوید حسین


خواب میگوید حسین مهتاب میگوید حسین

منبر و سجاده و محراب میگوید حسین


هوش میگوید حسین مدهوش میگوید حسین

بین خیمه کودکی اواره میگوید حسین


چاره میگوید حسین بیچاره میگوید حسین

غنچه شش ماهه در گهواره میگوید حس


ال میگوید حسین گودال میگوید حسین

تازیانه بر تن اطفال میگوید حسین


لاله میگوید حسین الاله میگوید حسین

در خرابه دختری باناله میگوید حسین


نار میگوید حسین زلزال میگوید حسین

شاه مردان حیدر کرار میگوید حسین

 

s

شیرازه عترت و کتاب است حـــــسین

 

سرچشمه عشق و انقلاب است حــسین  

 

دیگر شهــــــدا ستاره تـابـاننــــــــــــد  

 

عباس چـــو ماه و آفتاب است حسین  

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

مانده تنها حسین سوی او بی امان


سنگ می بارد نیزه می آید


مانده تنها حسین سوی او بی امان


سنگ می بارد نیزه می آید



گه نظر می کند او سوی خیمه ها

گه سوی علقمه می نماید نگاه


شده تنها حسین این امیر سپاه


صف به صف گرد او لشگر کوفیان


مانده تنها حسین سوی او بی امان


سنگ می بارد نیزه می آید



بر رگ حنجرش خنجری بوسه زد


خنجری بر لب حنجری بوسه زد


بر رگ گردنش خواهری بوسه زد

 

ناله دلخراش می زد از عمق جان


مانده تنها حسین سوی او بی امان


سنگ می بارد نیزه می آید



گرد نعش حسین هلهله شد بپا

 

کوفییان شادمان خیمها در عزا


غرق در خون شده کشته کربلا


شد زمین پر خروش آسمان در فغان


مانده تنها حسین سوی او بی امان

 

سنگ می بارد نیزه می آید


مانده تنها حسین سوی او بی امان


سنگ می بارد نیزه می آید

 

 

 

 

امام صادق عليه السلام به يكى از گريه‏كنان

 امام حسين عليه السلام فرمودند:

 

رَحِمَ‏اللَّهُ دَمْعَتَك خداوند اين اشكهايت را رحمت نمايد.

 

 

هم تشنه عشق بود وهم تشنه اب

وز خشکی کام کودکان شد بی تاب

دستش چو فتاد اشگ را فرمان داد

بر سینه بریز وتشنگان را دریاب

s

 

فصل عزا آمد و دل غم گرفت خيمه دل بوي محرم گرفت

 

                  قافله قافله از دشت بلا مي گذرد                

                                           عشق ماتم زده از شهر شما مي گذرد

                 آه اي مردم غفلت زده ي خواب آلود          

                                           سحر از كوچه خـــالي ز دعــا مي گذرد

                روزهاتان همه شب باد كه خورشيد زمان       

                                          بر سر نيزه ، سر از جسم جدا مي گذرد

                چشمتان چشمه خون باد كه بر ريگ روان     

                                         كاروان از برتان ،آبلـــه پا مي گــــــذرد

                ننگ پيمان شكني تا ابد ارزاني تان           

                                         كه فرات عطش از خون خـــدا مي گذرد

               مي شناسيدش و از نام و نسب مي پرسيد          

                                           واي از اين روز که بر آل عبا مي گذرد

 

امام صادق عليه السلام فرمودند:

گريه كننده جدَّم از جاى خود برنمى‏خيزد

 مگر اينكه مانند روزى كه از مادر متولد شده

از گناهان پاك است. 

 

شط فرات

 

حاج سعید حدادیان

چشای قشنگ عباس

طفلان زینب

اگر مرا رها کنی

در مشك تشنه، جرعه‌ي آبي هنوز هست


اما به خيمه‌ها برسد با كدام دست؟


برخاست با تلاوت خون، بانگ يا اخا


وقتي ((كنار درك تو، كوه از كمر شكست))


تيري زدند و ساقي مستان ز دست رفت


سنگي زدند و كوزه‌ي لب تشنگان شكست


ناگاه بانگ ساقي اول بلند شد

 

پيمانه پر كنيد، هلا عاشقان مست


باران مي‌گرفت و سبوها كه پر شدند


در موج تشنگي، چه صدف‌ها كه دُر شدند
 

 


                 

پر كرد مشگ و پس كفي از آ ب بر گرفت

                          ميخواست تا كه نوشد از آن آب خوشگوار


شد با روان تشنه از آب روان روان  

                           چون اشك خويش ريخت ز كف آب و شدسوار

 

آمدبه يادش از جگر تشنة حسين (ع)                                                  

        دل پر ز جوش و مشگ بدوش آن بزرگوار

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

طفلان حرم تورا توان میدادند

یعنی به قدمهای توجان می دادند

میامدی وفرشتگان بر لب رود

اعجاز تو را بهم نشان میدادند

s

بر عهد بزرگ خود وفا کرد عمو

نا مرد تمام کوفیان .. مرد عمو

یک جرعه نگاه تو عطش را کافی است

من اب نمی خواهم.. برگرد عمو

s

از عطر گل یاس بگو ای دل من

از ایه احساس بگو ای دل من

وقتی که به اب میرسی بالب خشک

یاحضرت عباس بگو ای دل من


s


   عالم همه قطره اند و درياست حسين  

 خوبان همه بنده اند و مولاست حسين


   ترسم که شفاعـت کند از قاتل خويش 

   از بــس که کرم دارد و آقـاست حسين

 

دلم اسیر نام حسینه

انا قتیل العبرات

بوی سیب {محمد حسین حدادیان}

 


 

علم افتاد چو از دست علمدار حسين

ناله شد همدم و گرديد الم يار حسين

تير بيداد چو بر ديده عباس نشست

شد روان خون دل ازديده خونبارحسين

 

 

این علی بن حسین بن علیست حیدر نیست

جز امامت ز علی شیر خدا کمتر نیست


دشمن از برق نگاهش بستوه آمد وگفت

گفته بودند که در کرببلا حیدر نیست


هر چه نزدیکتر آمد همه فریاد زدند

این جوان کیست اگر حضرت پیغمبر نیست


رجزی خواند که فرزند حسین آمده است

روبهان را حذر از پنجه شیر نر نیست؟


من نه از بهر دفاع پدرم آمده ام

غیر از این حجت دادار مرا رهبر نیست


چون تو ای لاله در این دشت گلی پرپر نیست

و از این پیرجوان مرده کمانی تر نیست


در کنار توأم و باز به خود می گویم

نه حسین،این تن صد چاک علی اکبر نیست


دست و پایی،نفسی،نیم نگاهی،پلکی

غیر خونابه مگر ناله در این حنجر نیست


هر کجا دست کشیدم ز تنت گشت جدا

بند بندت همه پاشیده دگر پیکر نیست


دیدنی گشته اگر دست و سر و سینه تو

دیدنی تر زمن و خنده این لشگر نیست


استخوانهای تو و پشت پدر هر دو شکست

بازهم شکر کنار من و تو مادر نیست

+ نوشته شده در ساعت توسط سید هدی |